بر نیاید ز کشتگان اواز

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

بر نیاید ز کشتگان اواز

پست من طرف Admin في الثلاثاء نوفمبر 18, 2008 11:22 am

... خواستم بهش بگم ... بهش میگم
بهش میگم که چقدر تو همین مدت کوتاه ازش خوشم اومده
بهش میگم که الان و از وقتی برای اولین بار باهاش اشنا شدم چقدر و چقدر بهش علاقه مند شدم و چقدر و چقدر بهش فکر کردم و هر بار که بهش فکر کردم به این نتیجه رسیدم که واقعا دوستش دارم
اما میترسم
میترسم بهش بگم و اون ناراحت بشه
میترسم بهش بگم و بره و دیگه نیاد
یاد این شعر افتادم :
گر کسی وصف او ز من پرسد
بی دل از بی نشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوقند
بر نیاید ز کشتگان اواز

Admin
Admin

ذكر
تعداد پستها : 697
Age : 32
آدرس پستي : mehryaar@inbox.com
شغل : ميكروبيولوژيست
وضعیت : مدير مسئول ( رياست سايت )
متن يا شعر مورد علاقه : ماتریکس یعنی زادگاه عشق و دوستی
Registration date : 2008-11-16

خواندن مشخصات فردي http://matrixdl.4rumer.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: بر نیاید ز کشتگان اواز

پست من طرف aram في الأربعاء نوفمبر 19, 2008 2:21 am

...


طلوع نگاهت را
نه دکتری چاره ساز است نه دارویی
مگر اینکه N.A ِ لبانت
چاره کند اعتیادم را
در یک شب رويا ...

aram
مدیر ارشد اجتماعی و موضوعی

انثى
تعداد پستها : 750
متن يا شعر مورد علاقه : اگر تو نباشی ، بهانه های من تمام می شوند !چیزی بگو ، دیری ست پشت این پنجره های نیمه باز به انتظار نشسته ام !
Registration date : 2008-11-16

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: بر نیاید ز کشتگان اواز

پست من طرف aram في الأربعاء نوفمبر 19, 2008 6:10 am



يادت هست روزي که دستت را به دستانم دادي و تمام وجودم را آتش زدي؟
آن روز نمي دانستم چرا مي سوزم؟! ولي حالا خوب ميفهمم که دستانت پيام آور آتش
دروني ات بودند
اکنون نيز دارم مي سوزم؟! ولي نه از گرماي عشق تو
از غم نبودنت، از اندوه دوريت !؟
و چه زجر آور است اين سوختن، که حتي دريا دريا آب هم نمي تواند لحظه اي آرامش کند
بي تو حتي ديگر ساحل هم پاهاي آتشينم را در خنکاي آ؛وشش نمي گيرد !؟
انگار او هم به دوتايي بودن رده پاها عادت کرده و حالا رد پاي تنهاي من برايش غريبه
است
آه اي محبوب من، بي تو دنيا هم مرا آتش ميزند...

aram
مدیر ارشد اجتماعی و موضوعی

انثى
تعداد پستها : 750
متن يا شعر مورد علاقه : اگر تو نباشی ، بهانه های من تمام می شوند !چیزی بگو ، دیری ست پشت این پنجره های نیمه باز به انتظار نشسته ام !
Registration date : 2008-11-16

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: بر نیاید ز کشتگان اواز

پست من طرف marjan313 في السبت ديسمبر 13, 2008 3:20 pm

یادم میاید زمانیکه کودکی بیش نبودم تنها هراس زندگانیم دیو جنیان داستان ها بود اما امروز هراس اورترین چیزی که میتوانم ان را تصور کنم چیزیست که روزی پبام اور دوستی وعشق بود امروز تنها هراس زندگانیم نام توست نامی که روزی اگر صدبار برلب مب اوردم لبم طالب صدو یکمین بار بود تنها هراس زندگیم همچنان دوستت دارم

marjan313
سر دبیر کل

انثى
تعداد پستها : 503
آدرس پستي : سر جاده عشق
شغل : کولی دربدر صد ساله
وضعیت : سر دبیر کل
متن يا شعر مورد علاقه : زندگی تنها چیزیست که ارزش جنگیدن دارد
Registration date : 2008-11-18

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: بر نیاید ز کشتگان اواز

پست من طرف marjan313 في السبت ديسمبر 13, 2008 3:25 pm

ناشناس نوشته است:
... خواستم بهش بگم ... بهش میگم
بهش میگم که چقدر تو همین مدت کوتاه ازش خوشم اومده
بهش میگم که الان و از وقتی برای اولین بار باهاش اشنا شدم چقدر و چقدر بهش علاقه مند شدم و چقدر و چقدر بهش فکر کردم و هر بار که بهش فکر کردم به این نتیجه رسیدم که واقعا دوستش دارم
اما میترسم
میترسم بهش بگم و اون ناراحت بشه
میترسم بهش بگم و بره و دیگه نیاد
یاد این شعر افتادم :
گر کسی وصف او ز من پرسد
بی دل از بی نشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوقند
بر نیاید ز کشتگان اواز

ادمین جون عاشق که بی باکه از چی میترسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

marjan313
سر دبیر کل

انثى
تعداد پستها : 503
آدرس پستي : سر جاده عشق
شغل : کولی دربدر صد ساله
وضعیت : سر دبیر کل
متن يا شعر مورد علاقه : زندگی تنها چیزیست که ارزش جنگیدن دارد
Registration date : 2008-11-18

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: بر نیاید ز کشتگان اواز

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 6:15 pm


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد